مرگ نرگس

وقتی نرگس مردگلهای باغ همه ماتم گرفته و از جویبار خواهش کردند برای گریستن به آنها چند قطره آب وام دهد.                                                                                                            

جویبار آهی کشید وگفت: به درجه ای نرگس را دوست میداشتم که اگر تمام آبهای من به اشک مبدل شده وآنها را بر مرگ نرگس بپاشم بازکم است.                                                           

گلها گفتند راست می گویی ـ چگونه ممکن است با آنهمه زیبایی ٬ نرگس را دوست نداشت؟! 

   جویبار پرسید:  مگر نرگس زیبابود؟!                                                                                 

گلها گفتند: تویی که نرگس غالبا خم شده ٬ صورت زیبای خود را در آبهای شفاف تو تماشا میکرد بایدبهتر از هر کسی بدانی که نرگس زیبا بود!                                                                        

 جویبار گفت: من نرگس را برای این دوست میداشتم که وقتی خم شده و به من نگاه می کردمیتوانستم زیبایی خود را در چشمان او تماشا کنم!  

 

......................................................................................................................................

                                             جام زندگی

با دیدگان فرو بسته لب بر جام زندگی نهاده ایم و اشک سوزان بر کناره زرین آن فرو می ریزیم.

اما روزی میرسد که دست مرگ نقاب از دیدگان ما بر میدارد و هر آنچه را که در زندگی مورد

علاقه ما بود از ما میگیرد.فقط آنوقت می فهمیم که جام زندگی از اول خالی بوده ٬ و ما از روز

نخست از این جام جز باده خیال ننوشیده ایم!

/ 4 نظر / 7 بازدید
یک ايراجی در غربت

داشتم در وب مي چرخيدم که به طور ناگهانی وبلاگی از سرزمین اجدادی ام {ایراج} را دیدم، خيلی ذوق زده شدم. باورش برایم خیلی سخت بود که همشهريهای من سرانجام به فکر گذر از دوران سنت به مدرنيته و به طبع آن ارتقاء سطح فرهنگی خود افتاده اند. اختلاف سطح فرهنگی، اجتماعی و علمی همشهریان من، رنج بزرگی بود که از دوران کودکی مرا آزار می داد. به جوانان همشهری ام افتخار ميکنم و با افتخار می گويم که ايراج سرزمين اجدايم را دوست می دارم. به همه جوانانی که با تمام مشکلات مادی و معنویی، اين جسارت را به خرج دادند تا بودن خود را ثابت کنند و نام سرزمين شان را با افتخار فرياد بزنند درود می فرستم. آیا ممکن است: شما آنقدر محکم و سریع، در راه استفاده از تکنولوژی گام بردارید که حاج جعفر برای اعلام برخی وقایع با بلندگو، به اهلی روستا ایمیل بزند و یا نورالله کبلا کریم با استفاده از چت با جنیفر لوپز به گفتگو بپردازد؟ واقعا از صمیم قلب برای شما آرزوی موفقیت دارم.

یک ايراجی در غربت

ضمن تبریک راه اندازی چنین تعاونی و شرکتی که موجب تعامل بیشتر و ایجاد اشتغال در بین برخی از هم ولایتی ها خواهد شد. لازم است به اطلاع برسانم که بازسازی اماکن باستانی از جمله قلعه تاریخی ایراج موضوعی است تخصصی که می بایست توسط مراجع ذیربط و کارشناسان خبره صورت گیرد. این قلعه جزء آثار ارزشمندی است که متعلق به همه مردم این سرزمین است. شما نمی توانید با انحصار طلبی چنین حقی را برای خود قائل شوید که یک اثر تاریخی را بدون اراجاع امر به کارشناسان سازمان میراث فرهنگی برای کسب منافع بازسازی نمایید. کدام یک از شما متخصص امور باستانشناسی و یا معماری هستید. مگر می خواهید پشت باغ گومبو آغال درست کنید که به همین راحتی از آقای حسنی (نماینده) قول همکاری میگیرید و متاسفانه این نماینده هم برای جلب نظر و جمع کردن رای بدون اینکه حتی به شما تفهیم کند که انجام چنین کاری بسیار تخصصی و در حوزه کارشناسان مربوطه است، به شما قول مساعد می دهد. مگر ایشان در مجلس در خواب تشریف داشته اند و قوانین جاری کشور را نمی دانند.

یک ايراجی در غربت

به هر حال شما عزیزان یک شرکت تعاونی به ثبت رسانده اید تا به فعالیتهای اقتصادی بپردازید که همه نیز از این موضوع خوشحالند، لکن نباید به عنوان قیم مردم روستای ایراج و اهالی منطقه به یک ابنیه تاریخی به عنوان کسب درآمد نگریسته و براحتی از نماینده مجلس قول وام و همکاری بگیرید و بخواهید آن را بازسازی نمایید. به طور حتم اگر چنین تصمیمی را عملی سازید، موضوع به لحاظ کیفری و قضایی قابل پیگرد خواهد بود و کلیه اعضا این شرکت تعاونی علی الخصوص مدیر عامل و اعضای هیئت مدیره محترم آن باید پاسخگو باشند. رونوشت: 1- ریاست محترم سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور جناب آقای دکتر مشاعی. 2- ریاست محترم حفاظت اطلاعات قوه قضاییه جناب حاج آقای جهانگیر. 3- معاون محترم دادستان تهران و سرپرست دادسرای ویژه رسیدگی به جرایم مربوط به آثار باستانی. 4- کلیه وبلاگ نویسان روستای ایراج و منطقه خور و بیابانک برای روشنگری و اطلاع رسانی.

یک ايراجی در غربت

قلعه باستانی ایراج در خطر نابودی کامل دوستان عزیز سلام همانطور که قبلا کامنت گذاشتم من امروز به طور اتفاقی متوجه شدم که جوانان همشهری عزیزم گامهای استواری را در مسیر ترقی و پیشرفت و کسب علم و استفاده از تکنولوژی و کامپیوتر بر داشته اند که مایه مباهات همه ایراجی ها است. در همین گشت و گذار متوجه سایتی شدم که عده ایی تحت عنوان شرکت تعاونی آزاد اندیشان ایراج ایجاد کرده بودند و در اهدافشان درج شده بود که تصمیم به بازسازی قلعه باستانی ایراج گرفته اند. من چون دیدم شما واقعا نسبت به روستای خودتان احساس افتخار، توام با مسئولیت می کنید لذا از شما استدعا دارم به این موضوع نیز عنایت ویژه ایی داشته باشید. البته من در تذکرنامه ایی مراتب اعتراض خود را برای این آقایان ایمیل کردم که محتوای آن از نظر گرامیتان می گذرد: