آنچه البته به جایی نرسد!

ما خراب غم و خمخانه ز می آباد است     
                     ناصح از باده سخن کن که نصیحت باد است
خیز و از شعله می آتش نمرود افروز
                       خاصه اکنون که گلستان٬ ارم شداد است
سیل کهسار خم از میکده در شهر افتاد
                              وای بر خانه پرهیز که بی بنیاد است
با زلال خضرم از می روشن چه نیاز
                        چشمه آب سیاهی که دراین بغداد است
به جز از تاک که شد محترم از حرمت می
                         زادگان را همه فخر از شرف اجداد است
گوش اگر گوش تو وناله اگر ناله من
                             آنچه البته به جایی نرسد فریاد است
گفته ای نیست گرفتار مرا آزادی                                                          نه که هر کس که گرفتار تو شد آزاداست
چشم زاهد به شناسایی سر رخ و زلف
                             دیدن روز و شب اعمی مادرزاد است
گفتمش خسرو شیرین که ای دل بنمود
                       کانکه در عهد من این کوه کند فرهاد است
هرکه یغما شنود ناله گرمم گوید
               آهن سرد چه کوبی دلش از فولاد است           

          شعراز : یغمای جندقی

معرفی آثار و فرزندان و زندگی نامه یغما جندقی

از منطقه خورو بیابانک شاعران و نویسندگان چیره دست و توانایی ظهورکرده اند که این خود نشان دهنده  علاقه و استعداد ساکنان  خطه کویر به فرهنگ و ادب فارسی است.هر چند در میانه این نویسندگان و شعرا   یغما از معروفیت و مقبولیت بیشتری برخوردار است لیکن به جرأت می توان گفت که اکثر قریب به   اتفاق  ساکنان منطقه از طبع شعر برخوردارند.

یغما جندقی ، 1196-1276 هجری قمری

زندگی یغما

نوشته ای که در پیش رو دارید شمه ای از زندگی پر فراز و نشیب یغما می باشد.ابوالحسن یغما جندقی به سال 1196 هـ.ق. در «خور» مرکز بخش جندق و بیابانک متولد شد . نام نخستین او «رحیم» بود . بعدها نام خود را به ابوالحسن تغییر داد و تخلص «مجنون» را برای خود برگزید وی فرزند حاج ابراهیم قلی از گوسفند داران آن منطقه بود. رحیم در دوران کودکی گوسفندان پدر را به چرا میبرد. روزی از روزها که با اطفال همسال خود به چرانیدن گوسفندان مشغول بودۀ ناگهان از دور امیراسماعیل خان عرب عامری حکمران منطقه - که کوس برابری و رقابت در برابر آقامحمدخان قاجار میزد- با لشکریانش نمودار شد. همه کودکان از سر راه گریختند لیکن رحیم همچنان بر جای خود استوار باقی ماند. امیر عامری با تعجب از وی نامش را پرسید و او به نظم چنین پاسخ داد:

ما مردمک خوریم    از علم و ادب دوریم

امیراز این بدیهه گوئی خوشش آمد و چون به خور آمد، حاج ابراهیم قلی را فرا خواند و از وی خواست که فرزندش رحیم را جهت تعلیم و تربیت به او بیپارد. رحیم در دستگاه امیر عامری با استعدادی که داشت بزودی مراحل مقدماتی آموزش را طی نمود و بعد از زمان اندکی منشی امیر نامبرده گردید. بعد از اینکه امیر اسمعیل خان عامری از قوای دولتی شکست خورده و به سمت خراسان متواری گشت، جندق و بیابانک نیز ضمیمه ایالت سمنان گردید و ذوالفقارخان سمنانی حکمران آن منطقه بر این ولایت نیز مسلط شد.در همین هنگام میرزا ابوالحسن جندقی نخست بعنوان سرباز عادی و سپس بعنوان منشی در دستگاه ذوالفقار خان بکار مشغول شد. بعد از چند سال اقامت در سمنان، خشکسالی بی سابقه ای در آن مناطق پیدا شد که عموم مردم از دادن مالیات عاجز شدند . یغما را به وساطت نزد ذوالفقار خان فرستادند لیکن او نه تنها وساطت یغما را قبول نکرد بلکه او را بسختی تنبیه نموده و به چوب بست و تمام اموال او را نیز توقیف و ضبط کرده . بعد از این وقایع شاعر از سمنان گریخت و مدتی را در شهرهای قم و اصفهان و مشهد گذراند و سپس راهی تهران شد. در تهران با حاج میرزا آقاسی صدر اعظم محمد شاه که عقاید صوفیانه داشت آشنا گردید. گفته اند در مسافرت محمدشاه و حاجی میرزا آقاسی به افغانستان برای تسخیر هرات، یغما نیز همراه آنان بوده است ، اما این روایت کاملا معتبر نیست.در تهران یغما با شعرای معروف آن عصر همچون قاآنی و فروغی بسطامی معاشرت و دوستی داشت و مطایبات و شرط بندیهائی بین آنان صورت میگرفتن . در دوران اقامت در تهران با شاهزادگان دانشمند قاجار نیز مراوده داشت و برخی از آنان همچون سیف الدولة سلطان قاجار نزد او تلمد مینمودند. حاج میرزا آقاسی بدلیل ارادتی که نسبت به یغما پیدا کرده بود ، او را به وزارت حکومت کاشان منصوب نمود. وی که از پذیرفتن هرگوهه شغل دیوانی امتناع می روزد بخاطر فیض دیداد مستمر حاج ملا احمد نراقی مجتهد معروف این شغل را پذیرفت و رهسپار کاشان شد . یغما و نراقی در طی مدت اقامت در کاشان بسیار مأنوس شدند. گفته اند که زمانی نراقی شعری سروده و برای یغما خواند و از او خواست که نظرش را پیرامون آن بیان کند شعر نراقی این است:

عاشق ار بر رخ معشوق نگاهی بکند

نه چنان است گمانم که گناهی بکند

مابه عاشق نه همین رخصت دیدار دهیم

بوسه را نیز دهیم اذن که گاهی بکند

یغما بعد از شنیدن این قطعه همچنان ساکت بود. نراقی گفت چرا چیزی نمی گوئی؟ یغما گفت: «منتظر فتوای سومینم».در دوران اقامت در کاشان بود که یغما دومین زن خود را از اهالی آنجا برگزید و اسمعیل هنر فرزند ارشد خود را نیز از بیابانک به کاشان فراخواند و او را در مدارس علوم دینی برای تحصیل سکنی داد.یغما در اواخر عمر طولانی خود به جندق و بیابانک بازگشت و در خور مسقط الرأس خود مسکن گزید . لیکن در سایر دهات بیابانک از قبیل بیاذه، گرمه، جندق و اردیب نیز برای خود آب و املاکی فراهم نمود که بخش اعظم آن را چند سال قبل از فوت وقف بر عزاداری حضرت سیدالشهدا (ع) نمود و قسمتی دیگر را وقف اولاد کرد. سرانجام یغما به سال 1276هـ. بعد از هشتاد سال زندگانی در خور وفات یافت و در بقعه امام زاده سید داود مدفون گردید .

آخرین شعر یغما که آن را لحظاتی قبل از مرگ سروده :

وقت مرگ ار نرسد ای تو به عالم نزدیک

وز در صورت و معنی همه عالم ز تو دور

بسط بخشایش و فر فرج و امن امان

وای بر تنگی و تاریکی و تنهائی گور

 

فرزندان یغما:


یغما چهار فرزند پسر داشته که سه تن از آنان دنباله رو راه پدر و از شعرای برجسته و استاد بوده اند لیکن بدلیل سکونت در دهات دور افتاده ، شهرتی نیافته اند.

این چهارفرزند عبارتند از: 1)اسماعیل هنر: فرزند ارشد یغما که به سال 1225 هجری قمری متولد و در 1228 هجری قمری وفات یافته است این شاعر دارای دیوان اشعار است که به همت آقای سید علی ال داود دیوانش چاپ و منتشر شده است2)احمد صفایی : در سال 1236 هه.ق متولد و در سال 1314 ه .ق وفات یافته است وی یشتر دوران زندگانی را در قریه جندق گذرانده است صفایی شخص بسیار مذهبی بوده و مراثی جالب و استواری سروده است دیوان اشعار این شاعر نیز به همت آقای سید علی آل داود چاپ و منتشر شده است 3)ابراهیم دستان ملقب به یغمای ثانی که در بین سالهای 1237 الی 1240 متولد و در سال 1310 ه . ق در اثر ابتلا به وبا فوت کرده است ، دیوان او بر جای مانده است مقام ادبی او به پای برادرانش نمی رسد. 4) محمد علی خطر : وی کوچکترین فرزند یغما بود که در جوانی به سمنان رفته و در آنجا فن تلگراف را آموخته و از سوی ناصر الدین شاه به ریاست تلگراف خانه سمنان برگزیده شده است .

آثار یغما

از نوشته های این شاعر گرانقدر می توان به:

1) غزلیات: یغما در سرودن غزلهای خود بیشتر به سعدی و حافظ نظر داشته و می توان سبک او را در غزل سرایی تقلید استادانه ای از راه و روش آن دو استاد پیشین انست.2) مثنوی صکوک الدلیل : در هجو رستم السادات خواری 3)مثنوی خلاصه الافتضاح: شرح واقعه ای که در کاشان رخ داده است .4)مثنوی قاضی نامه : در هجو حاجی سید میرزای جندقی 5)مراثی 6) نوحه سینه زنی : این قسم شعر از ابداعات منحصر به فرد یغماست و قبل از او شاعران دیگر در این زمینه طبع آزمایی نکرده اند !7) سرداریه : از بهترین آثار یغماست که به صورت غزل سروده شده و شاعر آنها را بنام سردار ذوالفقارخان سمنانی ساخته است.8) ترجیعات : شامل دو سه ترجیع بند مفصل و هر یک از آنها در هجو کسی است.9) احمدا: این اشعار را با تخلص احمدا سروده و مملو از مطالب هزل آمیز است 10) قصابیه : غزلیاتی هجو آمیز است با تخلص قصاب11) رباعیات : که به رباعیات سرداریه ، قصابیه – انابت نامه و غیره تقسیم می شود.12) قطعات که اغلب آنها از اشعار برگزیده شاعر است .13)آثار مرادیه: منظومه ای است در هجو علیمردان خان تونی 14)شبیه حجاج کاشی : منظومه ای هزل آمیز به سبک تعزیه خوانی 15)منشات و مکاتیب: که از دو بخش است . نامه هایی که به پارسی نوشته و نامه های مرکب.

 

/ 10 نظر / 966 بازدید
همشهری

متوسط وسالهاست که در یکی از پستهای سیاسی فعالیت میکنه هر که میخواد بشناسدش یه ایمیل به من بزنه اگر مطمئن بشم براش درد سر نداره اسمش را بهتون میدهم هر چند خط ومش سیاسی من با ایشان یکی نیست ایمیل من hamshahri_iraj@yahoo.com

محمد

ازسایت بسیار جالبتون خیلی متشکرم[گل]

سلام لطفا حرفاي چرت عبد الكريموي حكمت را تكرار نكنيد خودتان بنويسيد متشكرم

منوچهر

با عرض سلام و خسته نباشید.میخواستم ازتون خواهش کنم اگر سایتی رو سراغ دارین که دیوان یغمای جندفی رو کامل و بدون سانسور برای دانلود داشته باشه آدرسشو بهم بدین.آخه من تو مشهد کتابشو پیدا کردم ولی وقتی قیمتشو فهمیدم گریه ام گرفت ممنون میشم بهم کمک کنین پاینده باشید

محمد مسلم

جناب آقای مهندس سلام .خسته نباشید از پیشتازی فرزندان ایراج در وبگاه ها و سایت ها بسیار خرسندم باشد که با اتحاد و همراهی بتوانید راه هائی نیز برای عمران آبادانی و پیشرفت و سربلندی دیارتان بردارید . موفقیت و سربلندی تان را آرزومندم.تشکر

حقیقت

سلام من هم دنبال دیوان کامل و بدون کم و کاست جندقی هستم. اگر اون دوستمون که در نظر بالای فرمودن کتاب و تو مشهد پیدا کردن آدرس بدن ممنون میشم. اگر تو تهران یا استان های اطراف هم دوستان جایی سراغ دارن ممنون می شم راهنمایی کنن. intrepid_frank@yahoo.com

حقیقت

منظورم از دیوان، همون کلیات بود.

این بیت اشکال اساسی مفهومی دارد : شاعر میگوید که گوش طرف سنگین است و ناله من هم ضعیف این درست اما اینکه طرف فریاد شاعر را نشنود از این مقدمه نتیجه نمیشود! بلکه باید میگفت : گوش اگر گوش تو و فریاد اگر فریاد من آنچه البته به جایی نرسد ناله ماست معنایش هم این است که گوش تو که سنگین است و فریاد ما هم کم قدرت و حالا که فریاد ما به گوش تو نمیرسد البته ناله ما که از فریاد هم ضعیفتر هست به گوشت نمیرسد!

پاسخ

شاعر میخواهد بگوید که تو به حرف ما گوش نمی دهی از طرفی اعتراض ما هم به صورت ناله ضعیفی است و این هردو شنیده نشدن ناله ما را تشدید میکند. و دراین حالت حتی اگر فریاد هم بزنیم بی فایده است.

memmed faraji

az in sheirha lazzat bordam.mamnoon az zahamatetan.divanesho chetor mitonam tahiyye konam?