سرو ایراج

سرو هزار ساله ایراج

ماهی را هروقت ...
نویسنده : حسن اشرف - ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸۸
 

سال ١٣٨٨ هم گذشت و درآستانه سال جدید خوب است در پندار،گفتار و کردارمان بازنگری کنیم تا اگر ناخالصی هایی در آنها بوجود آمده است پاکیزه نماییم.

  یکی از پندارهای نادرست که در جامعه ما بسیار رواج دارد و به تبع خود گفتار و کردار نادرست را بدنبال دارد قضاوت نادرست وبداندیشی و بدبینی نسبت به مردم است.این نوع اندیشیدن باعث میشود که انسان به  فکر و نظر دیگران اهمیتی نداده و حتی به مقابله با آنها برخیزد.

 در سال ٨٨ درروستای ایراج این طرز تفکر باعث بروز مشکلات زیادی برای ایراج و اهالی گردید.در حالیکه دیگر روستاهای جنوبی با همدلی و اتحاد بین شورا و دهیاری از یکسو ومردم از سوی دیگر به سمت پیشرفت و آبادانی بیشتر روستای خود پیش میروند و با اهمیت دادن به فکر و نظر فرزندان و اندیشمندان خود فضای آرامی ایجاد نموده اند شورای اسلامی و دهیاری محترم روستای ایراج به خود زنی روی آورده وبا متهم نمودن هر کس که اندیشه و سلیقه ای مخالف با آنها دارد به جای استفاده از نیروهای کارآمد جهت رسیدن به اهداف بزرگ عملا خود را روبروی مردم قرارداده و نه تنها سدی جلوی پیشرفت روستا ایجاد نموده بلکه فضای ملتهبی را ایجاد نموده است از طرفی عده کثیری از اهالی نیز به مقابله با نظرات شوراو دهیاری پرداخته وبدون دلیل در مقابل تمامی فعالیتها و اقدامات شورا صف آرایی نموده اندو باعث تضعیف موقعیت شورا و دهیاری در بین روستاهای جنوبی شده اند که هردو این موارد نادرست میباشد. اما:

ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است و جلوی ضرر را از هر جا که بگیری منفعت!

بیاییم با همدلی و احترام به نظرات یکدیگر بهترین راه حلها را برای مشکلات روستایمان پیدا نموده و با اتحاد و صمیمیت و مطرح نمودن نظرات در فضایی بدون تنش  در جهت ارتقاء همه جانبه ایراج کهن بکوشیم .  


 
 
ده رنگی ودو رویی؟!
نویسنده : حسن اشرف - ساعت ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸۸
 

بعد چند یوم است هستم ای عمو         با مذاق خویشتن درگفت و گو

تا که شرح حالی از ایراجیــــــــــان        بی کم وکاست آورم اندر مـیان

ده نباشد جنــــگل مـــــــــــــولا بود        هـرچه خواهی اندرو پیــــدا بود

بیست وشش فامیل هستنداین گرو"ه"

اکثــرا ده رنــــــگ هستنــــــــدو دو رو

الهی نور به قبرش بباره تو این شب جمعه آمرز طلبید مرحوم حاج سید مرتضی مـــوسوی رامی گم که شعر بالا قسمتی از شعر بلند توصــیف ایراج وایراجیان از نگاه اون مرحومـــه  .گرچه بقیه این شعر تحت تاثــــیر نظرات شخصی و حب و بغض های 40 -50 سال پیش شاعر قرار گرفته و بنده نیز با اونا موافـــق نیستم اما همـــون بیت اخیرکه شاعـــر بعد از مدتهای مدید  با خودش کلنجار رفته که خصـــوصیت این بیست و شش فامیل را از کجا آغاز کنه وبالاخره به این بیت رسیده شاه بیت مثنوی او و اصل حرفشه .

حالا لابد برای هر ایراجی که این شعر را بخونی میگه ما جزء اون اقلیت هستیم که بی رنگ و ریا ییم!

در هر صورت خواستم بگم این آخر سالی بیاییم یه نگاهی به خودمـــون بیندازیم و تکلیفمون را با خودمون وبا مردم روشن کنیم ،یه رنــگ باشیم وهر جا که رسیدیم به رنگ اونجا در نیاییم وبه هر جمعیتی رسیـــــــدیم خودمون را همفکر اونها قلمداد نکنیم اگه درمورد مسئله ای نظر موافــق یا مخالف داریم صادقــانه و بـدون توجه به بادهای موافـق یا مخالـف ،اونا  حفظ کنیم و خودمون و مردم را سیاه نکنیم.شاید بعدها یکی بگه:

شست و شش فامیل هستنداین گروه   اکثرا یک رنگ هستند و یه رو!